عنوان : ( آیا آموزش فراگیر دانش آموزان دارای نیازهای ویژه(استثنایی) می تواند نقطه عطف تحول در نظام آموزش ویژه ایران باشد؟ )
نویسندگان: سید محسن اصغری نکاح ,
چکیده
کودکان دارای نیازهای ویژه، بخشی از جامعه دانش آموزی هر کشوری را تشکیل می دهند که بر حسب تفاوتهایشان از دیگران متمایز می شوند و از این منظر چگونگی مواجهه نظامهای آموزشی با این کودکان یکی از ملاکهای ارزش گذاری کارآمدی آن هاست. اتخاذ راهبردی مناسب و تدوین برنامه ای منعطف و ارایه مدیریتی تخصصی توسط نظامهای آموزشی می تواند چالش تفاوت ها را به فرصتی سازنده و موثر جهت درک متقابل افراد و گروه های مختلف و رشد و تعالی آن ها تبدیل نماید. مساله فراگیرسازی یا به عبارتی آموزش دانش آموزان دارای نیازهای ویژه در فرایندی مشترک و همراه همسالان عادی شان، از جمله مباحثی است که نقطه عطفی در تحول نظام های آموزشی بشمار می رود. مقاله حاضر به شیوه مروری و تحلیلی، ضمن گذری بر مفهوم، مبانی و پیشینه فراگیر سازی و مزایا و استلزامات آن، به نقش و جایگاه آن در ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش ایران می پردازد و برخی چالش ها و راهکارهایی نظیر: تحول در برنامه درسی، رویکرد و کیفیت آموزش، تربیت و آماده سازی نیروهای متخصص، اتخاذ مدیریت جامع و مشارکتی، پژوهش، برنامه ریزی و بومی سازی، و گسترش درک صحیح از فراگیرسازی و طراحی الگوی مناسب آن را مورد بحث قرار می دهد. در مجموع می توان گفت فراگیر سازی نقطه عطف آموزش ویژه ایران است، چرا که از یک سو برخورد سطحی و نامناسب با آن آموزش ویژه را در سراشیبی بروز بحران آموزشی – توان بخشی قرار می دهد، و در مقابل تامل و توجه جدی برنامه ریزان، متخصصان و متولیان تعلیم و تربیت می تواند فراگیر سازی را به نقطه تعالی آموزش ویژه تبدیل نماید.