عنوان : ( پهنهبندی زراعی-بومشناختی اراضی برای کشت کلزا بعد از برنج در استان گیلان با استفاده از GIS و AHP )
نویسندگان: پویا اعلایی بازکیایی , بهنام کامکار , حسین کاظمی ,چکیده
کلزا، دانهای روغنی راهبردی، با پتانسیل بالا برای تولید روغن و کنجالۀ پروتئینی، نقش مهمی در تنوعبخشی به الگوهای کشت دارد. با این حال، توسعۀ آن در مناطقی مانند استان گیلان که عمدتاً برنجکاری میشوند، چالشهایی اکولوژیکی به همراه دارد. از این رو، شناسایی علمی مناطق مستعد برای کشت دوم کلزا پس از برداشت برنج، با استفاده از GIS و AHP، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پژوهش با هدف پهنهبندی زراعی-بومشناختی اراضی گیلان برای کشت کلزا در سال 1403 انجام شد. بدین منظور ابتدا، نیازهای اساسی زراعی-بومشناختی کلزا، شامل نیازهای حرارتی، رطوبتی، نوری، و همچنین نیاز به انواع خاصی از خاک از نظر بافت، عمق، حاصلخیزی (pH، مواد آلی، عناصر غذایی) و شیب زمین، با استناد به منابع علمی معتبر و تجربیات میدانی، به دقت تعیین و سپس برای استفاده در مدل، درجهبندی شدند. در ادامه، نقشههای موضوعی رقومی مورد نیاز، شامل لایههای مربوط به عناصر اقلیمی کلیدی (مانند دما، بارش، تابش)، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک (بافت، pH، میزان فسفر، پتاسیم، روی، آهن و مادۀ آلی) و خصوصیات توپوگرافیک (شیب و ارتفاع از سطح دریا) با استفاده از دادههای موجود و روشهای درونیابی مکانی تهیه گردیدند. پس از آمادهسازی لایههای اطلاعاتی، هر لایه با توجه به میزان مطلوبیت برای رشد کلزا و با استفاده از روش محدودیت ساده (Simple Limitation Method)، که در آن نامناسب بودن یک عامل میتواند کل منطقه را محدود کند، طبقهبندی و رتبهبندی شد. سپس، با استفاده از تکنیک AHP و بر اساس نظرات کارشناسان و اهمیت نسبی هر عامل در رشد و عملکرد کلزا، وزن مناسب به هر یک از لایههای عوامل محیطی اختصاص داده شد. در نهایت، لایههای وزنی عوامل محیطی در محیط نرمافزار GIS با یکدیگر تلفیق و رویهمگذاری شدند تا نقشۀ نهایی تناسب اراضی تولید شود. این نقشه، اراضی استان را در چهار طبقۀ مشخص از بسیار مستعد، مستعد، نسبتاً مستعد تا غیر مستعد برای کشت دوم کلزا، پهنهبندی نمود. نتایج بهدستآمده از این تحلیل مکانی نشان داد که به ترتیب ۴۴ و ۵۶ درصد از کل زمینهای زراعی استان گیلان برای تولید کلزا پس از برنج، در طبقات مستعد و نسبتاً مستعد قرار میگیرند و هیچ منطقهای به عنوان بسیار مستعد یا کاملاً غیر مستعد شناسایی نشد. بررسی دقیقتر عوامل محدودکننده نشان داد که کمبود برخی عناصر غذایی ضروری برای کلزا، از جمله آهن (Fe)، فسفر (P) و روی (Zn) و همچنین نامناسب بودن بافت خاک (غالباً سنگین و رسی) که منجر به پدیدۀ ماندابی و کمبود اکسیژن برای ریشهها میشود، در بخشهای قابل توجهی از محدودۀ مورد مطالعه به عنوان عوامل اصلی محدودیتزا برای کشت کلزا عمل میکنند. از دیدگاه عوامل اقلیمی، دمای متوسط دورۀ رشد و وقوع دماهای بیشینه در مراحل حساس، مهمترین عوامل محدودکنندۀ کشت کلزا در استان شناسایی شدند. با توجه به اهمیت راهبردی کشت دوم در استان گیلان، که میتواند به افزایش بهرهوری از اراضی شالیزاری، بهبود درآمد کشاورزان و پایداری سیستمهای کشاورزی منطقه کمک شایانی نماید، نتایج این پژوهش کاربردهای عملی مهمی دارد.
کلمات کلیدی
, ناسب اراضی, سامانۀ اطالعات جغرافیایی, شالیزار, کشت دوم, مدیریت تغذیه@article{paperid:1107381,
author = {پویا اعلایی بازکیایی and کامکار, بهنام and حسین کاظمی},
title = {پهنهبندی زراعی-بومشناختی اراضی برای کشت کلزا بعد از برنج در استان گیلان با استفاده از GIS و AHP},
journal = {تولیدات گیاهی},
year = {2026},
volume = {49},
number = {1},
month = {May},
issn = {2588-543X},
pages = {157--172},
numpages = {15},
keywords = {ناسب اراضی، سامانۀ اطالعات جغرافیایی، شالیزار، کشت دوم، مدیریت تغذیه},
}
%0 Journal Article
%T پهنهبندی زراعی-بومشناختی اراضی برای کشت کلزا بعد از برنج در استان گیلان با استفاده از GIS و AHP
%A پویا اعلایی بازکیایی
%A کامکار, بهنام
%A حسین کاظمی
%J تولیدات گیاهی
%@ 2588-543X
%D 2026
